به گزارش شهرآرانیوز، در میانه یکی از پرتنشترین هفتههای منطقه، دونالد ترامپ با پیامی ناگهانی اعلام کرد که حمله به زیرساختهای انرژی ایران به مدت پنج روز به تعویق افتاده است؛ تصمیمی که بلافاصله موجی از تحلیلها و تفسیرها را در رسانهها و میان کارشناسان جهانی به راه انداخت. ترامپ مدعی شد که طی دو روز گذشته «گفتوگوهای بسیار خوب و سازندهای» میان آمریکا و ایران درباره حلوفصل خصومتها در خاورمیانه انجام شده و به همین دلیل دستور تعویق حمله به زیرساختهای برق ایران را صادر کرده است. اما این خط خبری علاوه بر تکذیب از سوی مقامات ایرانی بهسرعت با تردیدهای جدی روبهرو شد؛ هم در داخل آمریکا و هم در میان تحلیلگران بینالمللی. بسیاری از آنها معتقدند آنچه رخ داده نه نتیجه مذاکرات واقعی، بلکه بخشی از یک بازی پیچیده برای کنترل بازارهای جهانی انرژی و آرامکردن بازارهای مالی بوده است.
ترامپ در توضیح تصمیم خود گفت که اگر گفتوگوها موفقیتآمیز باشد، میتوان به توافقی جامع برای پایان خصومتها رسید؛ توافقی که به گفته او «صلحی بلندمدت و تضمینشده برای اسرائیل» به همراه خواهد داشت و مانع دستیابی ایران به سلاح هستهای میشود. او حتی از وجود «۱۵ بند» برای یک توافق احتمالی سخن گفت و اعلام کرد ممکن است تماس تلفنی میان طرفین برقرار شود. با این حال، در همان پیام تأکید کرد که اگر این روند به نتیجه نرسد، گزینه نظامی همچنان روی میز است: «یک دوره پنجروزه تعیین کردهایم؛ اگر خوب پیش برود با یک توافق کار را تمام میکنیم، در غیر این صورت فقط بمباران خواهیم کرد.» همین ترکیب همزمان تهدید و مذاکره، باعث شد بسیاری از تحلیلگران این اقدام را بیشتر یک تاکتیک سیاسی بدانند تا یک تحول واقعی در مسیر دیپلماسی.
در ایران، اما روایت کاملاً متفاوتی مطرح شد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، صریحاً اعلام کرد که «هیچ مذاکرهای با آمریکا انجام نشده است» و اخبار مربوط به مذاکرات را «فیک نیوز» دانست که برای دستکاری بازارهای مالی و نفتی منتشر میشود. او تأکید کرد این خبرسازیها تلاشی برای فرار آمریکا و اسرائیل از شرایط دشواری است که در آن گرفتار شدهاند. همزمان محسن رضایی نیز در واکنش به تهدیدهای قبلی ترامپ درباره حمله به زیرساختهای انرژی ایران گفت که پاسخ ایران این بار «چشم در برابر چشم نیست، بلکه سر در برابر چشم است» و هشدار داد که آمریکا در نهایت از خلیج فارس خارج خواهد شد. این مواضع نشان میدهد که در روایت رسمی تهران، نه تنها مذاکرهای در جریان نیست، بلکه تصمیم ترامپ بیشتر بهعنوان نشانهای از عقبنشینی در برابر تهدیدهای متقابل ایران تعبیر میشود.
رسانههای اقتصادی نیز به سرعت به بررسی پیامدهای این تصمیم پرداختند. بلومبرگ گزارش داد که تعویق حمله به زیرساختهای انرژی ایران در واقع تلاشی برای ایجاد ثبات در بازارهای جهانی بوده است. در روزهای پیش از این اعلامیه، قیمت نفت به دلیل احتمال بستهشدن تنگه هرمز و گسترش جنگ در حال افزایش بود و بازارهای سهام نیز با نوسان شدید مواجه شده بودند. انتشار پیام ترامپ، اما بلافاصله واکنش بازارها را در پی داشت: قیمت نفت کاهش یافت و شاخصهای بورس تا حدی بهبود پیدا کردند. از این زاویه، تصمیم ترامپ بیش از آنکه یک تحول نظامی یا دیپلماتیک باشد، به عنوان یک اقدام اقتصادی برای جلوگیری از شوک بزرگ در بازارهای جهانی تفسیر شد.
کریس مورفی، سناتور دموکرات آمریکا، نیز برداشت مشابهی داشت. او در واکنش به اعلام ترامپ گفت که رئیسجمهور آمریکا در واقع «توقف حملات» را اعلام نکرده، بلکه فقط اجرای یک اقدام بالقوه «جنایت جنگی» یعنی حمله به زیرساختهای غیرنظامی انرژی را به تعویق انداخته است. مورفی معتقد است پیام واقعی این اعلامیه نه برای ایران، بلکه برای بازارهای مالی بوده است: «پیامی که میگوید تا پایان هفته و بستهشدن بازارها، تشدید جنگی در کار نخواهد بود.» به بیان دیگر، از نگاه منتقدان ترامپ، این اقدام نوعی مدیریت روانی بازارها محسوب میشود؛ اقدامی که هدف آن جلوگیری از سقوط بازار سهام و جهش قیمت انرژی است.
در فضای رسانهای آمریکا حتی اصطلاحی برای توصیف این نوع رفتار ترامپ رواج پیدا کرده است: «TACO Trump»؛ مخففی از جمله «Trump Always Chickens Out» به معنای «ترامپ همیشه در لحظه آخر عقب میکشد». این اصطلاح به الگویی اشاره دارد که در آن ترامپ ابتدا با تهدیدهای شدید و تصمیمهای پرریسک فضای سیاسی و اقتصادی را ملتهب میکند، اما در آستانه اجرای آنها عقبنشینی کرده یا مسیر را به سمت مذاکره تغییر میدهد. نمونههای مشابهی در سیاستهای اقتصادی و خارجی او دیده شده است؛ از تعرفههای سنگین علیه چین گرفته تا تهدیدهای نظامی در مناطق مختلف جهان که در نهایت به تعویق یا تعدیل منجر شدهاند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند ماجرای اخیر ایران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است.
چندین کارشناس نیز اصل ادعای مذاکره را زیر سؤال بردهاند. ولی نصر، استاد دانشگاه جانهاپکینز، معتقد است احتمال زیادی وجود دارد که ترامپ اساساً با هیچ مقام ایرانی گفتوگویی نداشته باشد و فقط در حال «خریدن زمان» باشد. ایتن لوینز، تحلیلگر و روزنامهنگار آمریکایی نیز پا را فراتر گذاشته و گفته است ترامپ برای نجات بازار سهام عقبنشینی کرده و «هیچ مذاکرهای در کار نبوده است». جورج گالووی، نماینده سابق پارلمان بریتانیا، حتی این ادعا را «دروغی برای دستکاری بازارها» توصیف کرده است. به گفته او، رسانهها ناخواسته این روایت را تکرار کردهاند و سرمایهگذاران با این پیام گمراه شدهاند.
برخی تحلیلگران دلیل عقبنشینی ترامپ را نه بازارها، بلکه قدرت بازدارندگی ایران میدانند. یک کارشناس بیبیسی معتقد است تهدید متقابل ایران مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهای انرژی منطقه در صورت حمله، باعث ایجاد نگرانی جدی در واشنگتن و کشورهای خلیج فارس شده است. از این دیدگاه، تصمیم ترامپ نتیجه درک هزینههای واقعی یک جنگ انرژی در منطقه بوده است؛ جنگی که میتواند به سرعت بازار جهانی نفت و گاز را دچار بحران کند.
آنچه در ظاهر به عنوان «تعویق پنجروزه حمله» اعلام شد، در واقع به موضوعی پیچیدهتر تبدیل شده است. از یک سو ترامپ تلاش میکند این اقدام را نشانه پیشرفت در مسیر مذاکره معرفی کند. از سوی دیگر، تهران اساساً وجود چنین مذاکراتی را رد میکند. در همین حال بسیاری از تحلیلگران و رسانهها معتقدند هدف اصلی این تصمیم آرامکردن بازارهای مالی و انرژی بوده است. در نتیجه، پنج روزی که ترامپ تعیین کرده بیش از آنکه یک ضربالاجل دیپلماتیک باشد، به نوعی فرصت برای مدیریت بحران تبدیل شده است؛ فرصتی برای کاخ سفید تا هم فشار اقتصادی بازارها را کاهش دهد و هم زمان بیشتری برای تصمیمگیری در مورد مرحله بعدی این بحران به دست آورد. با این حال یک نکته تقریباً در میان همه تحلیلها مشترک است: «جنگ هنوز پایان نیافته و آنچه رخ داده صرفاً تغییر موقتی در تاکتیکهاست.» این بحران اکنون وارد مرحلهای شده که در آن نه فقط میدان نظامی، بلکه بازارهای جهانی، افکار عمومی و بازیهای سیاسی نیز به بخشی از معادله تبدیل شدهاند.